استراتژی های عمومی مایکل پورتر

استراتژی های عمومی مایکل پورتر یک مدل مدیریتی است که می توانید از آن برای تعیین مسیر یک شرکت (استراتژی) استفاده کنید. استراتژی های عمومی در لغت به معنای استراتژی های کلی است. به گفته مایکل پورتر ، چهار مورد از این استراتژی های عمومی وجود دارد که یک شرکت باید آنها را انتخاب کند.

من آگاهانه می گویم “باید” ، زیرا مایکل پورتر معتقد است که شما به عنوان یک شرکت باید انتخاب های واضح داشته باشید. اگر یکی از این چهار استراتژی عمومی را انتخاب نکنید ، در وسط گیر کرده اید و گرفتار شرکت هایی خواهید شد که جرات انتخاب واضح را دارند. از آنجا که آنها تخصص دارند ، یا می توانند قیمت پایین تری برای محصولات خود درخواست کنند ، یا یک محصول بهتر یا ابتکاری تر دریافت کنند و سپس با شما رقابت کنند.

به گفته مایکل پورتر ، چهار استراتژی عمومی وجود دارد:

  • رهبری هزینه – شما محصول یا خدماتی را ارائه می دهید که با کمترین قیمت ممکن تقاضای زیادی دارد.
  • تمایز – شما محصول یا خدماتی را ارائه می دهید که تقاضای زیادی دارد اما دارای ویژگی های منحصر به فرد است.
  • تمرکز بر هزینه – شما یک محصول یا خدمات را در بازار جاویژه بازار ارائه می دهید و از پایین ترین قیمت ممکن اطمینان حاصل می کنید.
  • تمرکز بر تمایز (مشتری-جغرافیایی)- شما یک محصول یا خدمات را در بازار جاویژه بازار ارائه می دهید و محصول یا خدمات شما دارای ویژگی های منحصر به فردی است.

به گفته مایکل پورتر ، شما می توانید از بین یک بازار بزرگ (که به احتمال زیاد در آن رقابت زیادی خواهید داشت) و یک بازار جاویژه بازار که احتمالاً رقابت کمتری در آن خواهید داشت ، انتخاب کنید. علاوه بر این ، می توانید با قیمت پایین در بازار بزرگ یا جاویژه بازار (تمرکز بر هزینه و رهبری هزینه) اقدام کنید. در هر دو مورد ، کل استراتژی باید با هدفِ تا حد امکان ارزان عمل کند.

بیشتر بخوانید : مشاوره مدیریت

جاویژه بازار

بازار جاویژه بخش حاشیه‌ای کوچکی از یک بازار است که بر روی یک نیاز ویژه یا یک کالای ویژه متمرکز شده‌است. این گونه از مدیریت بازاریابی، بازار هدف خود را بر پایه نیاز بسیار ویژه، دامنه قیمتی، کیفیت کالا و ویژگی‌های جمعیت‌شناختی تعریف کرده‌است. شبکه‌های تخصصی ورزشی مانند ای‌اس‌پی‌ان از نمونه‌های بازاریابی جاویژه هستند.

با این حال ، اگر استراتژی تمایز را انتخاب کنید ، قیمت از اهمیت کمتری برخوردار است ، اما به عنوان یک شرکت کاملاً بر تحقیق و توسعه تمرکز کنید ، به طوری که بهترین یا نوآورانه ترین محصول را در بازار داشته باشید. نمونه ای از آن اپل است. همچنین می توانید موقعیت تجاری مارک خود را به شیوه ای متفاوت انتخاب کنید.

نمونه ای از آن مارک Switsal است. آنها محصولات مراقبتی تولید می کنند. این بازار بزرگی است. تنها با قرار گرفتن در مقام یک برند کودک ، آنها باید کمتر با مارک های دیگر مراقبتی مانند Dove یا Sanox رقابت کنند. Switsal و Apple نمونه های خوبی از شرکت هایی هستند که استراتژی تمایز را در استراتژی های عمومی مایکل پورتر انتخاب کرده اند.

فیلیپس به طور کامل بر روی تجهیزات پزشکی تمرکز کرده است ، یک بازار واضح و روشن ، مطمئناً اگر آن را با بازارهایی که از آن خارج شده اند (به عنوان مثال تلفن همراه و تلویزیون) مقایسه کنید. این مثال خوبی از شرکتی است که تمرکز تمایز را در استراتژی های عمومی مایکل پورتر انتخاب کرده است.

در فروشگاه های مواد غذایی ، نام تجاری Aldi نمونه خوبی از رهبری هزینه است. در حالی که آلبرت هین به عنوان یک مارک فروشگاه های مواد غذایی تبلیغات زیادی در تلویزیون انجام می دهد ، آلدی این کار را بسیار کمتر انجام می دهد. علاوه بر این ، تمرکز کسب و کار بر ساخت همه چیز ، اما در واقع همه چیز ، تا حد امکان ارزانترین متمرکز است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.