چالش های استانداردهای مدیریتی قسمت دوم

در این مفاله تلاش می گردد تا تحلیلی از وضعیت پیاده سازی استانداردهای مدیریتی ارائه گردد

در ادامه باید در نظر داشت در کشور ما و بسیاری از کشورهای مانند ایران تحولات مدیریتی تحت تاثیر مواردی جداگانه قرار دارند که می تواند شامل روابط ، رانت ، منافع گروهی خاص ، تحریم و…باشد . با تمام این تفاسیر می توان در خصوص پیاده سازی استانداردهای مدیریتی اینگونه برداشت نمود که این سیستم ها حتی اگر به تمام اهداف خود هم نرسند با این وجود بازهم برای هر سازمانی دارای منافعی هستند شما تصور کنید یک انسان تشنه نیاز به 1 لیتر آب داشته باشد آیا خوردن تنها 250 میلی لیتر آب با نخوردن آب برای او نمی تواند متفاوت باشد ، طبیعی است که کمتر خوردن از نخوردن آب بهتر است لذا گواهینامه ایزو و یا مشاوره مدیریت در شرایط کشور ما و حتی بساری از کشورهای دیگر دارای منافعی کوتاه و حتی بلند مدت می باشد .در حال حاضر و با توجه به پیاده سازی این سیستم ها در کشور بسیاری از اصطلاحات این استانداردها در زبان مدیران سطح بالای کشور جا افتاده است و همانطور که می دانیم تغییرات در انسان از زبان تبدیل به عادت و سپس عملکرد خواهند شد اصطلاحاتی نظیر پایش (Monitoring) نگرش فرآیندی به جای جزیره ای در رویکردهای سازمانی (Process Approach) از این قبیل اصطلاحات هستند .در کشور جا افتادن این نوع ادبیات در سطح مدیران ارشد مخاطب را به فکر و کنکاش وا می دارد نتیجه این پیگیری منجر به توسعه فرهنگ مدیریتی استانداردی در سطح کشور خواهد شد .
باید در نظر داشت یک استاندارد مدیریتی بصورت معمول بدنبال چه تغییراتی در هر سازمانی است:این تغییرات شامل فرهنگ سازمانی علی الخصوص مشارکت کارکنان در تصمیم گیری هاست.شامل تغییر نگرش مدیریتی به رهبری است .( مدیر یک سمت سازمانی و دستوری اما رهبر یک شخصیت تاثیر گزار با مشخصات مدیریتی است بدون نیاز به رعایت سلسله مراتب )کیفیت محوری
مشتری مداری
و بسیاری از مواردی که در مقالات متعدد در این سایت بارها به آنها اشاره کردیم ، بنابراین در پیاده سازی یک سیستم مدیریت استاندارد می بایست با در نظر گرفتن فعالیت ها به شکل پیوسته و دارای تعامل و هم گرائی با یکدیگر به جای جزیره ای مشکلات را ارزیابی و برای آنها مساله تعریف نمود. مواردی از قبیل مبارزه با قاچاق کالا یکی از مواردی است که در کشور ما نیاز به دیدگاه فرآیندی به جای جزیره ای و در اختیار یک مرکز قرار دادن دارد و باید این فرآیند در مکان های مختلف و در مسئولیت های مختلف مورد بررسی قرار گیرد.استانداردسازی یکی دیگر از مواردی ست که در مشاوره مدیریت در هر سازمانی ضروری است بعنوان مثال شما نمی توانید کارها را بدون اشراف بر آنها به عهده نیروهای تازه وارد قرار بدهید . طبیعی است که در دنیای امروز شیخ بهایی هم اگر در قید حیات می بود نمی توانست بر همه چیز اشراف داشته باشد راه حل چیست ؟ مدون کردن فعالیت ها بر مبنای دستورالعمل های سازمان های دولتی ذیصلاح (مانند اداره کل استاندارد و یا معاونت غذا و دارو و…) و یا تجربیات داخلی در خود سازمان که حاصل سال ها تجربه نیرو هاست. این کار باعث جلوگیری از دوباره کاری و سعی و خطا در سازمان ها می گردد و ارزش افزوده کارکنان در سطح سازمان حفظ می گردد تا با تغییر در نیروها کیفیت فعالیت ها از بین نرود. و در ضمن ارزش هر نیرویی در ایجاد ارزش برای سازمان شناخته و حفظ گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *