چالش های استانداردهای مدیریتی

کار مشاور مدیریت چیست ؟

به خاطر دارم در سال  1376 در تحقیق یکی از درس های مدیریتی مهندسی صنایع یکی از دانشجویان مقاله ای در خصوص معرفی استانداردهای مدیریتی یا همان گواهینامه ایزو ، گواهینامه ISO برای ارائه آماده نموده بود، هیچگاه تصور نمی کردم چالش های استانداردهای مدیریتی درآینده یکی از دغدغه های من باشد. در آن سالها موضوع به نسبت موضوع جدیدی به حساب می آمد و با توجه به شرایط سیاسی و برنده شدن اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ارتباط این سیستم ها با شرایط مدیریتی کشور بحث را داغ تر از معمول نموده بود.

اما از بحث دور نشویم این سیستم ها از سال 1994 میلادی در جهان جدی تر گرفته شد و با پیچیده تر شدن شرایط صنعتی و اقتصادی در جهان کشورهای بیشتری به این سیستم ها روی آوردند. ازجمله در ایران شرکت هایی نظیر ایران خودرو و سایپا تمام تلاش خود را برای پیاده سازی و استقرار این سیستم ها در شرکت های پیمانکاری و قطعه ساز بکار بستند . دراین راستا شرکت های سازه گستر سایپا و ساپکو ایران خورو نقش بسیار بسزایی در جا انداختن به کارگیری این سیستم ها در ایران داشتند.

چالش های استانداردهای مدیریتی در شرکت های دولتی

شرکت نوسازی صنایع ایران نیز با توجه به همه گیری این سیستم ها در جهان و نیاز مبرم به استانداردسازی فعالیت ها در سازمان های اداری در کشور از این استانداردها پشتیبانی می نمود که در این راستا سوبسیدهای مختلفی در سالهای بعد و در دولت اصلاحات به این مقوله اختصاص یافت.اما اینکه چرا این نوشته را با موضوع مقاله آن دانشجو شروع کردم دلیلش این است که در آن مقاله بعد از معرفی گواهینامه ISO و مزایای آن به این نکته اشاره شده بود که این سیستم ها تا کی دوام خواهند داشت و آیا با پیاده سازی این سیستم ها آیا این بازارکار مدیریتی بازهم نیاز خواهد بود یا نه؟

همچنین بخوانید  بهبود مدیریت انرژی با چرخه PDCA

جالب است بدانید وقتی در سال 1386 ازدواج می کردم اولین سوالی که همسرم بعد از توضیحات در مورد تخصصم، از من پرسید همین بود. در آن زمان ما به شرکت های بزرگ و نام داری مانند : آب های معدنی دماوند ، NESTLE ، میهن ، آرد سفید اکبری (دارای بزرگترین سیلوی ذخیره گندم در خاورمیانه در آن زمان ) ، شهرداری تهران ، شرکت ملی گاز ایران ، سازمان بنادر و دریانوردی و… در حال ارائه خدمات مشاوره بودیم و این پرسش چالش برانگیز نبود .اما در سال های بعد با توجه به شرایط تحریم و فرمالیته شدن صدور این قسم گواهینامه ها در کشوری که وزیر کشورش مدرک دکترای تقلبی (ببخشید افتخاری) داشت این نوع فعالیت ها را با چالش های جدی روبرو کرد .

چالش های استانداردهای مدیریتی و ترافیک کاغذ

در این زمان بود که با توجه به کاغذ بازی و بوروکراسی بیش از حد و پر هزینه این سیستم ها از یک طرف و عدم تعریف پروژه توسط سازمان های دولتی و حکومتی و عدم نظارت بر شرکت های مشاوره و علی الخصوص صدور گواهینامه و خروج بسیاری از شرکت های معتبر بدلیل تحریم ها از طرف دیگر متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با ثبت سایت های جعلی نسبت به معرفی خود بعنوان مرجع صدور گواهینامه (CB) یا حتی فراتر از آن مرجع تایید صلاحیت (َAB) اقدام و نسبت به فروش این نوع گواهینامه ها در سطح بسیار گسترده اقدام نمودند ، نبوغ این افراد در این زمینه به قدری بود که خود ما هم در دام ایشان افتادیم.

در نهایت در سال های اخیر ارائه خدمات مشاوره ایزو یا در سطحی گسترده تر مشاور مدیریت با توجه به شرایط پیش آمده بسیار نتزل پیدا کرد.اما در ماه های اخیر با توجه به ویرایش منطقی تر و رویکردی مبتنی بر عملکرد به جای بوروکراسی در این نوع استانداردها و ریزش مشاوران فاقد کارآیی و سودجو کم کم اعتبار به این نوع سیستم ها باز می گردد.در ادامه باید در نظر داشت در کشور ما و بسیاری از کشورهای مانند ایران تحولات مدیریتی تحت تاثیر مواردی جداگانه قرار دارند که می تواند شامل روابط ، رانت ، منافع گروهی خاص ، تحریم و…باشد.

همچنین بخوانید  7 اصل بنیادی کیفیت

با تمام این تفاسیر می توان در خصوص پیاده سازی استانداردهای مدیریتی اینگونه برداشت نمود که این سیستم ها حتی اگر به تمام اهداف خود هم نرسند با این وجود بازهم برای هر سازمانی دارای منافعی هستند شما تصور کنید یک انسان تشنه نیاز به 1 لیتر آب داشته باشد آیا خوردن تنها 250 میلی لیتر آب با نخوردن آب برای او نمی تواند متفاوت باشد ، طبیعی است که کمتر خوردن از نخوردن آب بهتر است لذا گواهینامه ایزو و یا مشاوره مدیریت در شرایط کشور ما و حتی بساری از کشورهای دیگر دارای منافعی کوتاه و حتی بلند مدت می باشد .در حال حاضر و با توجه به پیاده سازی این سیستم ها در کشور بسیاری از اصطلاحات این استانداردها در زبان مدیران سطح بالای کشور جا افتاده است و همانطور که می دانیم تغییرات در انسان از زبان تبدیل به عادت و سپس عملکرد خواهند شد اصطلاحاتی نظیر پایش (Monitoring) نگرش فرآیندی به جای جزیره ای در رویکردهای سازمانی (Process Approach) از این قبیل اصطلاحات هستند .در کشور جا افتادن این نوع ادبیات در سطح مدیران ارشد مخاطب را به فکر و کنکاش وا می دارد نتیجه این پیگیری منجر به توسعه فرهنگ مدیریتی استانداردی در سطح کشور خواهد شد.

 نتیجه گیری

باید در نظر داشت یک استاندارد مدیریتی به صورت معمول بدنبال چه تغییراتی در هر سازمانی است:این تغییرات شامل فرهنگ سازمانی علی الخصوص مشارکت کارکنان در تصمیم گیری هاست.شامل تغییر نگرش مدیریتی به رهبری است .( مدیر یک سمت سازمانی و دستوری اما رهبر یک شخصیت تاثیر گزار با مشخصات مدیریتی است بدون نیاز به رعایت سلسله مراتب )کیفیت محوری مشتری مداری و بسیاری از مواردی که در مقالات متعدد در این سایت بارها به آنها اشاره کردیم، بنابراین در پیاده سازی یک سیستم مدیریت استاندارد می بایست با در نظر گرفتن فعالیت ها به شکل پیوسته و دارای تعامل و هم گرائی با یکدیگر به جای جزیره ای مشکلات را ارزیابی و برای آنها مساله تعریف نمود. مواردی از قبیل مبارزه با قاچاق کالا یکی از مواردی است که در کشور ما نیاز به دیدگاه فرآیندی به جای جزیره ای و در اختیار یک مرکز قرار دادن دارد و باید این فرآیند در مکان های مختلف و در مسئولیت های مختلف مورد بررسی قرار گیرد.

همچنین بخوانید  انتقال سیستم مدیریت کیفیت به ویرایش جدید

استانداردسازی یکی دیگر از مواردی ست که در مشاوره مدیریت در هر سازمانی ضروری است بعنوان مثال شما نمی توانید کارها را بدون اشراف بر آنها به عهده نیروهای تازه وارد قرار بدهید . طبیعی است که در دنیای امروز شیخ بهایی هم اگر در قید حیات می بود نمی توانست بر همه چیز اشراف داشته باشد راه حل چیست؟ مدون کردن فعالیت ها بر مبنای دستورالعمل های سازمان های دولتی ذیصلاح (مانند اداره کل استاندارد و یا معاونت غذا و دارو و…) و یا تجربیات داخلی در خود سازمان که حاصل سال ها تجربه نیرو هاست. این کار باعث جلوگیری از دوباره کاری و سعی و خطا در سازمان ها می گردد و ارزش افزوده کارکنان در سطح سازمان حفظ می گردد تا با تغییر در نیروها کیفیت فعالیت ها از بین نرود. و در ضمن ارزش هر نیرویی در ایجاد ارزش برای سازمان شناخته و حفظ گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *